الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
93
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)
مالهايى كه آورده بود ، فتحى مذهب شده و شطيطه را ديد كه انتظار بازگشت او را داشته است . ابوجعفر مىگويد : چون او را ديدم سلام مولايم را به او رساندم و اينكه تنها مال او را پذيرفته است و آن كيسه را نيز به او دادم ، خوشحال شد و به من گفت : اين پولها را با خودت نگهدار كه آنها براى كفن من است ! سه روز پس از آن ماند و به رحمت خداى تعالى رفت ! « 1 » 101 - از جمله روايتى است از هشام بن سالم ، مىگويد : من با محمّدبن نعمان صاحب طاق پس از وفات امام صادق عليه السلام در مدينه بوديم ، مردم پيرامون پسرش عبداللَّه جمع شدند ما هم نزد وى رفتيم و پرسيديم : زكات در چه حد واجب مىشود ؟ گفت ، در دويست درهم ، پنج درهم . گفتيم پس درصد درهم چقدر ؟ گفت : دو درهم و نيم ! ما گمراه بيرون آمديم و در جايى گريان نشستيم ، با خود مىگفتيم به چه كسى مراجعه كنيم : به مرجئه ، به معتزله به زيديّه ؟ همينطور بوديم ناگهان پيرمردى را ديدم كه نشناختم ، به من اشاره مىكرد ترسيدم مبادا جاسوسى از جاسوسهاى ابوجعفر منصور باشد ! چون او دستور داده بود هر كه اطراف موسى بن جعفر عليهما السلام جمع شودگردنش را بزنند ! به برادارنم گفتم : فاصله بگيريد مبادا هلاك شويد ! من بر خود بيمناكم ! دنبال پيرمرد رفتم تا مرا به در خانهء موسى عليه السلام رساند و به محضر او وارد كرد ، همين كه چشم آن حضرت به من افتاد ، بدون اينكه چيزى بگويم ، فرمود : « به سوى من ! به سوى من ! نه سوى مرجئه ، نه معتزله و نه
--> ( 1 ) - خرائج : ص 293 .